خرید بک لینک
یه  مدتی در گیر امتحاناتم بودم .خداروشکر همه چی ه خوبی گذشت .با اینکه من آدم شب امتحانی هستم اما معدلم شد 17.60 ناگفته نماند یه اع -   ترا  -ض    هم بود .روز آخرین امتحانم یه سرماخوردگی بد گرفتم ... به عمرم این قدر مریض و بدحال نشده بودم .خیلی سخت بودهمین که مامان و بابام فهمیدن 9.30شب از 60کیلومتر دورتر از من بلند شدن و اومدن خونه مون.نمی دونم چرا با دیدنشون گریه ام  گرفت ....هنوزم که هنوز خوب نشدم مهمونی آخر هفته رو از دست دادم به خاطر مریضی و چقدر بچه هام دوست داشتن این مهمونی رو برن .الانم که یه مشکل احمقانه تو درسم ایجاد شده و کارورزی رو به ارائه نمیدن ...اصلا دلم نمیخواد بیام سرکار .دوست دارم تو رختخواب باشم 

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 10:03

بعضی روزها آنقدر از آدم ها فراری میشوم که به محض فاصله گرفتن, تمام سعیم بر این میشود که حرکات فک و دهان و صورتم را به حالت عادی بر گردانم. از خودم متنفر میشوم ... بخاطر دوز بالای حرف های اضافه و لبخندهای تصنعی. کاش این صراحت کلام را همیشه داشتم ... برای گفتن نه ... نه ... نه.

من دلم چند کلمه حرف می خواهد نه آن تجمعات زنانه پر حرف و پر دردسر ...

 

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 10:03

آنقدر این برف زیباست که اصلا دلم نمی خواهد کاری انجام  دهم و فقط دوست دارم رو به پنجره بنشینم و نگاهش کنمبا یک لیوان چای داغ و کاسه ای آش .ظهر وقتی خوابیدم  اصلا فکرش را هم نمی کردم حجم برفهای نشسته در خیابان و کوچه ها اینقدر زیاد باشد. آنقدر ذوق کردم و برفهای قشنگی که مثل لباس سفید همه جا را پوشانده بود  را نگاه می کردم که مهمان های همیشگی از راه رسید.با دیدن کلیپ های رقص و خوشحالی مردم توی اینستا هم دلم گرفتوهم آنقدر ذوق زده می شوم که اشکم سرازیر شد و خدارا بابت باریدنش شکر می کنم و از او را قسم می دهم به رزاق و رحیم بودنش که باز هم ببارد. آنقدر که تابستان بی آب نشویم .خدایا شکرت. بابت بارش برف بابت زیباییهای طبیعت. خدایا می دانم بخشنده ای پس ببخش بر بندگانت که دیری ست دلگیرم از مسایل سختی که بر ما امسال گذشت 

برچسب: نویسنده: پارسا سامانی تاريخ: دوشنبه 23 بهمن 1396 ساعت: 10:03

صفحه بندی